أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني

361

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )

ايشان را توانم ديدن ؟ - خطاب آمد كه : تو در دنيا ايشان را نبينى و ليكن وصىّ خود را با جمعى صحابه بفرست تا ايشان را با دين تو دعوت كنند گفت : خداوندا ايشان چگونه روند ؟ - گفت : ايشان را بر بساطى نشان و باد را بفرماى تا ايشان را بردارد و به آن جا برد ، رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بفرمود تا بساطى بگستردند ابو بكر را گفت : بر يك گوشه نشين ، و عمر را گفت : بر گوشهء ديگر نشين ، و سلمان را گفت : بر يك گوشه نشين ، و أبو ذرّ را گفت : بر يك گوشه و امير المؤمنين على را گفت : بر ميانهء بساط بنشين ، صحابه گفتند : يا رسول اللّه خداى ترا فرمود كه : وصىّ خود را با جمعى صحابه آنجا فرست ، وصىّ تو از ميان ايشان كيست ؟ - گفت : آنكس است كه چون برايشان سلام كند جوابش باز دهند ، و چون سخن گويد با وى مناظره كنند ، و آنان كه وصىّ من نيستند ايشان را دستورى نيست كه با آنان سخن گويند و جواب سلام آنان دهند ، آنگه رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم باد را فرمود تا بساط را برداشت و به آن جا برد